| خبرنامه و نظرسنجی |
برای مطلع شدن از اضافه شدن مطالب جدید به سایت در خبرنامه عضو شوید .
کد نظرسنجی
|
|
|
.: تبليغات شما :.
کد تبلیغ
|
|
.: تبليغات شما :.
کد تبلیغ
|
| اگر شوهر آدم برنامهنويس باش |
شوهر: سلام،من Log in کردم. زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟ شوهر: Bad command or File name زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم! شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟ شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من. شوهر: Sharing Violation, Access Denied زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود. شوهر: Data Type Mismatch زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی. شوهر: By Default زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم. شوهر: Hard Disk Full زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟ شوهر: Unknown Virus Detected زن: خب مادرم چی؟ شوهر: Unrecoverable Error زن: و رابطه تو با رئيست؟ شوهر: The only User with Write Permission زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟ شوهر: Too Many Parameters زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام. شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم! شوهر: Close all Programs and Logout for another User زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم. شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms67 |
ده تا از بهترين بهانههای دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها! 1- تو برای من مثل خواهر میمونی! (يعنی:خيلی زشتی!) 2- فاصله سنيمون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!) 3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی!) 4- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی!) 5- دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!) 6- من با خانمهای همکارم بيرون نمیرم. (يعنی:خيلی زشتی!) 7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!) 8- من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!) 9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!) 10- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!)
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| آزمایش یک واکسن جدید |
سازمان بهداشت جهانی برای آزمایش یک واکسن خطرناک وجدید
احتیاج یه داوطلب داشت. از میان مراجعین فقط سه نفر
واجد شرایط اعلام شدند: یک آلمانی ،یک فرانسوی و یک ایرانی قرار شد با تک تک آنان مصاحبه شود برای انتخاب نهایی مصاحبه از آلمانی پرسید: برای ایمکار چقدر پول میخواهید؟ او گفت من صد هزار دلار، این را میدهم به زنم که اگر از این واکسن مردم یا فلج شدم، زنم بی پول نماند. مصاحبه گر او را مرخص کرد وهمین سوال را از فرانسوی نمود.
او گفت من دویست هزار دلار میگیرم، صدهزار تا برای زنم و صد هزار تا برای معشوقه ام.
وفتی او هم رفت، ایرانی گفت من سیصد هزار دلار می خواهم.
صد هزار تا هم حق حساب شما
صد هزار تاش هم میدیم به آلمانی که واکسن را بهش بزنیم !!!
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| بی تو آنلاین شب |
بی تو آنلاین شبی باز از آن Room گذشتم. همه تن چشم شدم. دنبال ID تو گشتم. شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم. شدم آن User دیوانه که بودم. وسط صفحه دسکتاپ، ROOM ياد تو درخشيد DING صد پنجره پيچيد شکلکي زرد، بخنديد یادم آمد که شبی با هم از آن Room گذشتیم. پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم. تو همه راز های Hack ریخته در Booter های سیاهت. من همه محو تماشای PM هایت. Talk صاف و Room آرام، بخت خندان و زمان رام. منو تو (و بقیه) همه دلداده به آواز روی Voice. یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن. لحظه ای چند بر این Room نظر کن. Chat آیینه عشق گذران است. تو که امروز نگاهت به ای میلی نگران است. باش فردا که دلت با ID دگران است. تا فراموش کنی چندی از این Room سفر کن. با تو گفتم حذر از Room ندانم... ترک chat کردن، هرگز نتوانم، نتوانم روز اول که emailام به تمناي تو پر زد مثل spam، توی Inbox تو نشستم تو Delete کردي ولي من نرميدم، نگسستم باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم تا به دام تو در افتم Room ها رو گشتم و گشتم تو مرا Hack بنمودي، نرميدم، نگسستم Roomي از پايه فرو ريخت Hackerي، Ignore تلخي زد و بگريخت Hard بر مهر تو خنديد CPU از عشق تو هنگيد رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهاي دگر هم نگرفتي دگر از User آزرده، خبر هم نکني ديگر از آن Room گذر هم بي تو اما، به چه حالي من از آن Room گذشتم!
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms66 |
دو تا دوست باهم رفته بودن شكار برنده ،
هرتيري كه بسوى برنده شليك مكرد ، به آن نميخورد اما بر و بالش مى ريخت ،
دوستش كفت توى اين تفنكت تيره يا واجبین
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms65 |
پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms64 |
مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا دو متر لامپ بدين !!!
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms63 |
وانا بود هركه دانا بود نيست دكتري كه خطش خوانابود !
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms62 |
پانصد
سال پیش در چنین روزی رومیان سنگ توالت را اختراع کردند و پنجاه سال بعد
ایرانی ها با گذاشتن سوراخی در ته آن، آن را تکمیل نمودند.
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms61 |
چوپان دروغ گو می میره می ره جهنم ازش می پرسن تو کی هستی؟ می گه دهقان فداکار!
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms60 |
يه نفر
دنبال جاي پارک مي گشت، هرچي بيشتر مي گرده کمتر پيدا مي کنه، بالاخره به
خدا مي گه خدايا! اگر جاي پارک پيدا کردم قول مي دم نماز بخوانم، قول مي
دم روزه بگيرم... همين طور داشت قول مي داد که يک دفعه يک جاي پارک پيدا
مي کنه، مي گه: خدا جان! خيلي ممنون! شما لازم نيست زحمت بکشي، من خودم
پيدا کردم.
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms59 |
به یک غضنفر می گن :نصف دنیا را بهت می دیم فضولی نکن میگه باشه ولی به هم بگیید بقیه ی دنیا رو به کی میدید؟؟؟؟؟؟
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms58 |
غضنٿر از يه نفر ميپرسه ساعت چنده طرف ميگه دوازده . غضنٿر ميگه اي بابا از صبح هر كسي يه چيزي ميگه
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms57 |
غضنٿر يه چراغ جادو پيدا ميكنه غولش مياد
بيرون ميگه3 تا آرزو بكن . غضنٿر ميگه اول يه پرايد ميخوام . غول بهش ميده
. غضنٿر ميگه دوميشم پرايد بده . غول بهش ميده . غضنٿر ميگه سوميشم يه
پرايد بده . غوله بهش ميده و آخر سر ميپرسه حالا اين 3 تا پرايد و ميخواي
چه كار ؟ غضنٿر ميگه ميخوام بفروشم يه زانتيا بخرم
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms56 |
يه روز يه غضنٿر ميره مهموني، صاحبخونه يه
سگ داشت كه اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي غضنٿر ميشينه. يهو غضنٿر بد
جوري گوزش ميگيره. با خودش فكر ميكنه كه اگه بگوزه، صاحبخونه فكر ميكنه جو
گوزيده.غضنٿر يه كم از گوزشو ول ميكنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو
تو حياط. ولي جو تكون نخورد. غضنٿر كه خيالش راحت شده بود كه ميافته گردن
جو با خيال راحت تمام گوزشو ول كرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي
اين آقا رو سرت برين
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms56 |
غضنٿر میره امامزاده میکه داد نزنید پارسال شلوغ کردید حاجتها قاطی شد من حامله شدم
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms55 |
نگاه منطقي غضنفر به زندگي : تا حالا فکر
کردي اگه توماس اديسون نبود چي ميشد.......مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون
نگاه کنيم
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms54 |
غضنٿر رتبه اول کنکور رو میاره بهش میگن چه
کار کردی؟ میگه روزی 25 ساعت درس می خوندم!!!! میگن مگه میشه? میگه آره:
صبح یک ساعت زود تر بیدار می شدم!!!
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms53 |
از غضنٿر میپرسند: كدوم برنامه تلویزیون رو
بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون
بینش سریال پخش میكنند!
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms52 |
به غضنٿر مي گن با سي دي جمله بساز ميگه
چسيدي مي گن نه سي دي صوتي مي گه گوزيدي مي گن نه با سي دي صوتي و تصويري
مگه پس ريدي
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms51 |
غضنٿر تو دستشويي خوابش ميبره تابيدار ميشه تعجب ميكنه ميگه:من كيم؟ اينجا كجاست ؟كي منو ريده؟؟؟
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms50 |
غضنفر جبهه بوده از هر طرف خمپاره مي يومده .يکي داد مي زنه مي گه : سگر بگيريد .غضنفر از اون ور مي گه : واسه من بربري بگيريد.
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms49 |
غضنفر رو به زور وادار به نماز خوندن مي
کنن. بعد مي بينن نشسته داره همين جوري دعا مي کنه. ميرن گوش ميدن مي بينن
ميگه: خدايا اينا من و بزور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms48 |
غضنفر توي حمام، در به در داشته دنبال خودكار ميگشته، بهش ميگن: خودكار براي چي ميخواي؟ ميگه: ميخوام هر جامو شستم، علامت بزارم!
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms47 |
(دفترچه
شعرهای غضنفر ) يكي بيد يكي نبيد، 3 تا درخت بيد كه 2 تاش بيد بيد، يكيش
بيد نبيد، اوني كه بيد نبيد، وسط اون دوتا كه بيد بيد بيد!
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms46 |
غضنفر توي مانور از هواپيما ميپره پايين و چترش باز نميشه. با خودش ميگه: شانس آوردم مانوره
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms45 |
وصيتنامه غضنٿر رو باز ميكنن ميبينن نوشته: من همه نمازهام رو خوندم، فقط برام بيست سال وضو بگيريد!
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms44 |
غضنفر
مي ره نهضت سوادآموزي ازش مي پرسن حالا مي توني گوسفنداتو بشماري؟ ميگه ها
مي گن چطوري؟ مي گه اول پاهاشونو مي شمارم بعد تقسيم بر چهار مي کنم !
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms43 |
به
غضنفر يه ماشين مدل انگليسي ميدن (از اونايي كه فرمونش سمت راسته) بعد از
يه مدت ازش ميپرسن: چطوره؟ غضنفر ميگه: والا بد نيست فقط نميدونم چرا هر
وقت تف ميكنم، ميافته روي خانومم!؟
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
| sms42 |
به غضنٿر ميگن شما غضنفری؟ ميگه نه به خدا بيا بگرد !
+ | نويسنده : ساحل تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387
|
|
|
|
| لوگوي دوستان |
لوگو ما :
|
|
|